تا شقایق هست زندگی باید کرد

نوشته شده در پنج‌شنبه 01 خرداد 1393ساعت 10:44 توسط active3| ارسال نظر(0) |

اشتباهه کارم؟!اهای دنیا!!!!!!!!!!!!!!!!

با توام.................

ببین چیکارکردی بامن.............

کاری کردی که همه بهم بگن دروغگو.............

چون خود واقعیمو قایم میکنم...........

چه روزگاری شده..............

نوشته شده در پنج‌شنبه 01 خرداد 1393ساعت 10:42 توسط active3| ارسال نظر(2) |

نوشته شده در پنج‌شنبه 01 خرداد 1393ساعت 10:36 توسط active3| ارسال نظر(0) |

نوشته شده در پنج‌شنبه 01 خرداد 1393ساعت 10:30 توسط active3| ارسال نظر(0) |

نوشته شده در پنج‌شنبه 01 خرداد 1393ساعت 10:28 توسط active3| ارسال نظر(0) |

نوشته شده در پنج‌شنبه 01 خرداد 1393ساعت 00:13 توسط active3| ارسال نظر(0) |

می خواهی قضاوتم کنی ؟
کفش هایم را بپوش
راهم را قدم بزن
دردهایم را بکش
سال هایم را بگذران
بعد قضاوت کن !

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 01 خرداد 1393ساعت 00:11 توسط active3| ارسال نظر(5) |

به سراغ من اگر می ایید

پشت هیچستانم پشت هیچستان جایست

پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصد هایست

که خبر می ارند از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک

روی شن ها هم نقش های سم اسبان ظریفیست که صبح

به سر تپه ی معراج شقایق رفتند

پشت هیچستان چتر خواهش باز است

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود

زنگ باران به صدا می اید

ادم اینجا تنهاست

و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست

به سراغ من اگر می ایید

نرم و اهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من .

نوشته شده در پنج‌شنبه 18 آبان 1391ساعت 14:52 توسط active3| ارسال نظر(0) |

عده ای سوخته و باخته اینجا جمع اند

 

گرد هم می ایند              تا به اقبال بلند خورشید

 

تن رنجور و ستم دیده ی خود را برهانند ز بند

 

تا در این کوثر عشق            روح زنگار زده پاک شود

 

و خدا می شنود می بیند و خدا مسرور است

 

که در انجا گلها طعنه بر باغچه ی پر گل و بستان زده اند

 

دست در دست هم و با دعایی زیبا

 

وصل او می طلبند ارامش میخواهند

 

عشق در سادگی معبد ما می چرخد             چلچراغ اینجا قطرات اشک است

 

که به احسان و وفا گاهگاهی به دل کعبه ی ما میریزد

 

زائران اینجا پاکتر از گل یاس          غسل در خون جگر کرده و با عشق به دعا امده اند

 

معبد ما زیباست               گر چه اینجا درد است

 

درد هایش زیباست.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 17 آبان 1391ساعت 20:21 توسط active3| ارسال نظر(0) |

کوله باری بر دوش

 سفری بی همتا

 گم شدن تا ته تنهایی محض

 هر کجا لرزیدی

 از سفر ترسیدی

 تو بگو از ته دل 

  من خدایی دارم که در این نزدیکی ست

مهربان،خوب قشنگ

 چهره اش نورانی ست

نوشته شده در چهارشنبه 17 آبان 1391ساعت 18:44 توسط active3| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران