تا شقایق هست زندگی باید کرد

به سراغ من اگر می ایید

پشت هیچستانم پشت هیچستان جایست

پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصد هایست

که خبر می ارند از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک

روی شن ها هم نقش های سم اسبان ظریفیست که صبح

به سر تپه ی معراج شقایق رفتند

پشت هیچستان چتر خواهش باز است

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود

زنگ باران به صدا می اید

ادم اینجا تنهاست

و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست

به سراغ من اگر می ایید

نرم و اهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من .


نوشته شده در پنج‌شنبه 18 آبان 1391ساعت 14:52 توسط active3| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران