تا شقایق هست زندگی باید کرد

کوله باری بر دوش

 سفری بی همتا

 گم شدن تا ته تنهایی محض

 هر کجا لرزیدی

 از سفر ترسیدی

 تو بگو از ته دل 

  من خدایی دارم که در این نزدیکی ست

مهربان،خوب قشنگ

 چهره اش نورانی ست


نوشته شده در چهارشنبه 17 آبان 1391ساعت 18:44 توسط active3| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا