تا شقایق هست زندگی باید کرد

عده ای سوخته و باخته اینجا جمع اند

 

گرد هم می ایند              تا به اقبال بلند خورشید

 

تن رنجور و ستم دیده ی خود را برهانند ز بند

 

تا در این کوثر عشق            روح زنگار زده پاک شود

 

و خدا می شنود می بیند و خدا مسرور است

 

که در انجا گلها طعنه بر باغچه ی پر گل و بستان زده اند

 

دست در دست هم و با دعایی زیبا

 

وصل او می طلبند ارامش میخواهند

 

عشق در سادگی معبد ما می چرخد             چلچراغ اینجا قطرات اشک است

 

که به احسان و وفا گاهگاهی به دل کعبه ی ما میریزد

 

زائران اینجا پاکتر از گل یاس          غسل در خون جگر کرده و با عشق به دعا امده اند

 

معبد ما زیباست               گر چه اینجا درد است

 

درد هایش زیباست.

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 17 آبان 1391ساعت 20:21 توسط active3| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران